تبليغاتX
شهر نوشت ها

شهر نوشت ها

عکس - گمشده در امتداد دیوارها

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 23:38  توسط   | 

شعر - Place de la Concorde

 

Place de la Concorde

 

 

خیره ام به برج

          به دور دست

خنک می شود

        گونه هایم

               با دانه های برآمده از فواره ها

 

اینجا

پا گذاشته است

        بودلر، بنیامین، ...

بر این ستون بلند سنگی

       درنگ کرده است

                         هر رهگذر

 

اینجا

     در پاریس

         من چه کار می کنم؟

 

تیر ماه ۱۳۸۳

- محمد نیک دل -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 1:52  توسط   | 

شعر

 

سکوت در تهران

سنگین و سرد است

و متراکم از حضور رهگذران

 

سکوت در تهران

پرهیاهو و آشوبناک است

و سخت عریان

عریان ِ حضور درهم پیچیده ی رهگذران

 

مسافران مرتعش

همگی ساکت

به نقطه ای خیره شده اند

در پَس ِفراسوی ِ شیشه های گرفته

بی اعتنا به حضور رهگذران

 

۸۴/۱۱/۸ - تهران

- علیرضا عشقی -

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384ساعت 1:32  توسط   | 

یادداشت - شهر و من و شهر

      شهر، شهر مرا می بلعد و من خود را به او می سپارم. شهر خود را به من تحمیل می کند و دیوارهایش را به صورتم می مالد. شهر با تصویرهایش زندانی ام می کند، شهر با زنجیرهایش پایبندم می کند. دوباره قدم می گذارم بر کثیفی هایش و او قدم می گذارد بر گیجگاهم. شهر گیجم می کند با سفیدی دندانهایش، شهر پیرم می کند با تاریخ محله هایش. من غلت میخورم، لیز می خورم و استخوان هایم را با رضایت کامل در اختیارش می گذارم. من شهر را، این پیر خرفت را دوست دارم. من شاعرانه در شیارهای شهر قدم می گذارم و او بی رحمانه فقط نگاه می کند، نبض می زند و نبض هایش رویاهایم را می پریشاند.

 - محمد نیک دل -    

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 17:1  توسط   | 

عکسی برای شروع - جراحی با اشک

 

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 21:13  توسط   |